خرید بک لینک
خوابم گرفته ...حوصله ی هیچ کاری رو ندارم .. فقط مونده سرمو بذارم زمین و ...... محمد تو هم منو سر کار گذاشتی .. یا ... اصلا نمیدونم تو داری به چی فکر میکنی ... سر تو .. اعصابم خرابه .... ذهنم مشغوله ... نگرانم ... از همه چیز فراری ام محمد .. هر چی بیشتر بگذره گرفته تر میشم .. تقصیر توعه

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

تکرار، انکار، تکرار... من، نه فقط به آدمای اطرافم، که به خودمم دروغ گفتم. سالها خندیدم و حال بدم رو انکار کردم، هی خندیدم و روزهای بدم رو تکرار کردم. من نه فقط از آدما، که خودم رو از خودم پنهان کردم. هیچکس برای آدمِ بدِ هیچ قصهای اشک نمیریزه.. من مسبب اتفاقاتِ بد نبودم. من خودم اتفاق بد بو

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

ایزابل : شاید دروغ میگه ، ناراحت نباش ، خب ؟ آنتونی : دروغ میگه ؟ ایزابل : راست میگه ؟ آنتونی : آره ، راست میگه . ایزابل : چقدر بد .. آنتونی : میدونی خاصیت من چیه ؟ ایزابل : چیه ؟ آنتونی : وقتی میدوئم سمت در ، میخورم بهش ، به یه در بسته که قفل شده است ، وقتی کوبیده میشم بهش و میوفتم روی ز

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

تلفن همراهت را درنظر بگیر،حالش که خوب نباشد هنگ میکند..ابتدا روزی یکبار،سپس روزی دوبار..و تو اهمیت نمیدهی!چون با یکبار ری استارتمجددا شروع به کار میکند..این اتفاق اگر همینطور ادامه پیدا کندو تو اهمیت ندهی پس از مدتییک روز هنگ میکندو دیگر با ری استارت که هیچ..با بردن به تعمیرگاه همدرست نمی شود که نمی

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

پیش می آید که گاهی در زندگی ات به هر دری میزنی ..بسته است... به هر دیواری .. که چنگ می اندازی میبینی انگار نه انگار .. دست و پا میزنی در مشکلاتت .. مثل اینکه حبس شوی در یک اتاق نمور و بی روزنه و در بسته .. که حال ... حکایت همان مشکلات است که ... هیچوقت راه فراری .. برایشان نداشتیم ... حالا هی مدام

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

محمد جان ..

عزیزم ..

الان دیگه فقط تو رو دارم ها ..

مبادا تنهام بذاری ها ..

محمد ..

بعضی وقتها ..

از بعضی حرفات ناراحت میشم ..

اما تو دلم نگهش میدارم ..

محمد ..

ناراحتیام از تو رو فقط اینجا مینویسم ..

میدونی ..

خیلی دلم برات تنگ شده ..

خیلی ..

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

تو در مورد دلتنگی چی میدونی؟


از حفرههای دردناکِ توی دل آدمها خبر داری؟

از سایهای که تمام روز ازش فرار میکنن

و قبل از خواب پشت پلکشون میبیننش

شنیدی؟


از فلسفهی دردناکِ کلمهی سه حرفیِ

«کاش» کسی برات حرف زده؟

دلتنگی یه زخمِ پنهانه..

یه سرطانِ بینشونه..

آدمای دلتنگ شبیه بقیهی آدمان..

راه میرن میخندن لذت میبرن

و تو هیچ وقت از ظاهر آرومشون

نمیتونی بفهمی پشت این رد پاها

و ته این خندهی بلند چه ای کاشِ بزرگی جا مونده..

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

ازصبح همه چی خونه یه جور دیگه بود سر صبحونه حرف نزدیمسر ناهار هم حرف نزدیم سر صبحونه نمیخواستیم حرف نزنیم اما سر ناهار خودم خواستم که حرف نزنیم موقع چای عصر هم همه چی همونجوری طلسم شده مونده بود نشسته بودم پشت میز ناهارخوری وعکس سلکت میکردم برای چاپ کتابش دستش بود. میخوند و چای میخورد حالم ازش بهم

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

مامانم میگه مرد اونیه که چشمش دنبال زن و بچه مردم نباشه، خوب کار کنه و تن پرور نباشه.صدای عربده ش چهارتا خونه اونورتر نره و از غذا ایراد نگیره.. مرد باید صبح زود بره سر کار و شب برگرده خونه.. به نظر مامانم مرد شبیه بابامه.. مقتدر ولی مهربون دوستم میگه مرد باید جذاب باشه، قد بلند و ورزیده، صدای خش دا

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

تو مگه لحظه لحظه و ذره ذره دوست داشتنامو ندیدی ... عاشقتم و برات میمیرم و ندیدی ؟؟سر مهریه اونم بخاطر حرف پوریا با من بحث میکنی .. بلکه بهت ثابت بشه دوستت دارم .. بهت گفتم میدونم مشکل زیاد داری . ببخشید ک کاری از دست بر نمیاد جز اینکه باشم .. و بودم کنارت ... گفتی همین بودنم بسه ... الان بس نیست ؟؟

برچسب: نویسنده: آراد نوری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 20:57

صفحه بندی